انتظارفرج جمعه 6 مرداد 1391برچسب:, :: 12:10 :: نويسنده : احمدسلیمانی فر
![]()
اشاره: مكتب اسلام با هدف زنده نگهداشتن روحیه تلاش و پشتكار در فرد و جامعه اسلامى بر امیدوارى نسبت به آینده و انتظار فرا رسیدن گشایش از سوى خدا سفارش بسیارى كرده و مؤمنان را از هرگونه یاس و ناامیدى برحذر داشته است . در این مقاله تلاش شده كه با بررسى مفهوم عام و خاص انتظار و امید به آینده ریشههاى فطرى این مفهوم و نقش سازنده آن در فرد و اجتماع را روشن سازد .
1 . مفهوم و جایگاه انتظار به بیان دیگر انتظار یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند، سرنوشتى جز سكون، ركود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همین روست كه در كلام نورانى پیامبر گرامى آمده است: الامل رحمة لامتى و لولا الامل ما ارضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجرا (2) ؛ امید براى امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمىداد و هیچ باغبانى درختى نمىكاشت . امام صادق علیه السلام میفرماید: براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مىسازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند! همچنین حكایت شده است كه: روزى حضرت عیسى(ع) نشسته بود و پیرمردى با بیل زمینى را شیار مىكرد. عیسى فرمود: بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر . آن پیر در دم بیل را به كنارى انداخت و دراز كشید . ساعتى گذشت و عیسى گفت: بار خدایا! امید را به او بازگردان؛ بىدرنگ آن پیر برخاست و شروع به كاركرد. (3) لحظه لحظه زندگى انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن به دوره بعدى پشتسر مىگذارد. كودكى كه تازه به دبستان پاگذاشته به امید رفتن به كلاس بالاتر و پشتسر گذاشتن دوران آموزش ابتدایى درس مىخواند و تلاش مىكند. همین كودك دوران راهنمایى را با امید رسیدن به دوران دبیرستان سپرى مىكند و دوران دبیرستان را با این امید كه روزى به دانشگاه راه یابد پشتسر مىگذارد . وقتى همین كودك دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه مىشود امیدهاى تازه به او توش و توان مىدهد و به زندگى او معنا مىبخشد؛ امید رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعى، تشكیل خانواده، داشتن فرزند و ... . پس از تشكیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهاى انسان متوجه پیشرفت و ارتقاى فرزندانش مىشود و به این ترتیب حكایت پایانناپذیر امید به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مىكند . ناگفته نماند كه این امید به آینده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ریشه در یك ویژگى فطرى دارد و آن كمالجویى انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دستیافتن به قلههاى پیشرفت و ترقى است و این در همه انسانها با تفاوتهایى در سطح كمال موردنظر و تلاش و جدیتى كه براى رسیدن به كمال مطلوب صورت مىگیرد، وجود دارد . در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده بودن شعلهاى است در وجود انسان كه هر چه فروزانتر و پرفروغتر باشد تحرك و پویایى او نیز بیشتر خواهد بود و برعكس هر چه این شعله به سردى و خاموشى بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز كاستى مىپذیرد تا آنجا كه او تبدیل به موجودى سرد، بىروح، بىنشاط، گوشهگیر و بىتحرك مىشود و این همان حالتى است كه در روانشناسى به «افسردگى» تعبیر مىكنند . حالتى كه شدت و ضعف و زمینههاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چیزى جز خشكیدن نهال امید در وجود انسان نیست . با توجه به اهمیت و نقش اساسى امید به آینده و انتظار فرج در زندگى انسانها مكتب اسلام تلاش نموده است با تقویت این روحیه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پویا و پایدار نگهدارد . هر كس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار در مىیابد كه این مفهوم سه پایه اساسى دارد: 1 . ناخشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛ 2 . امید و باور به آینده مطلوب؛ 3 . تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب . به نظر مىرسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزههاى دین اسلام به كار رفته است: الف- انتظار به معناى عام؛ در این معنا مكتب اسلام تلاش كرده است كه از یك سو با فضیلت بخشیدن به «انتظار گشایش» و امید به آینده و از سوى دیگر با نكوهش یاس، ناامیدى، دلسردى و دلمردگى، روحیه تلاش و تكاپوى سازنده را در افراد جامعه اسلامى زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یاس و ناامیدى در زندگى شخصى مسلمانان جلوگیرى كند . اهتمام اسلام به این معناى عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده كه از یك سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوى خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوى دیگر یاس و ناامیدى از رحمت خداوند از جمله گناهان كبیره به شمار آمده است . شاید بتوان گفت بسیارى از روایاتى كه در آنها به فضیلت «انتظار فرج» به طور كلى و بدون ذكر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت ناامیدى و بدبینى نسبت به آینده نظر داشتهاند، كه از آن جمله مىتوان به این روایات اشاره كرد: - از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است كه: من رضى عن الله بالقلیل من الرزق رضى الله عنه بالقلیل منالعمل و انتظار الفرج عبادة (4) ؛ هر كس نسبت به رزق كمى كه خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به عمل كمى كه او انجام مىدهد خشنود مىگردد و انتظار گشایش عبادت است . انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آیندهاى باشید كه حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاكم شود . - امام على علیه السلام در بخشى از روایت مفصلى كه در آن به چهارصد مورد از امورى كه براى صلاح دین و دنیاى مؤمن شایسته است، اشاره مىكنند؛ پس از توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس مىفرمایند: انتظروا الفرج، ولا تیاسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج (5) ؛ در انتظار گشایش باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست داشتنىترین كارها نزد خداوند انتظار گشایش است . - آن حضرت در بخش دیگرى از روایت یاد شده پس از اشاره به این مطلب كه ناشكیبایى در هنگام بروز ناگواریها موجب از بین رفتن اجر انسان مىشود، مىفرماید: ... افضل اعمال المرء انتظار فرج الله عزوجل (6)؛ برترین كارهاى انسان، انتظار گشایش از سوى خداست . - امام صادق علیه السلام نیز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنیفه مىفرمایند: ... و افضل الاعمال انتظار الفرج من الله ؛ برترین كارها انتظار گشایش از خداست . ![]() ب- انتظار به معناى خاص: در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امرى محدود، سطحى و فردى خارج شده و تبدیل به امرى گسترده، عمیق و اجتماعى مىگردد . در توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهى و به ویژه دین مبین اسلام، دقیقا بر گرایشهاى درونى انسانها تكیه دارد و اهداف و برنامههاى آنها بر اساس همین گرایشهاى درونى و ویژگیهاى فطرى سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهى، توسعه و تعمیق این گرایشهاست . در موضوع مورد بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینكه امید به آینده و انتظار یك گرایش فطرى و جوهره زندگى انسانهاست تلاش نموده كه این گرایش را از یكسو توسعه و از دیگر سو تعمیق بخشد. به این بیان كه دین اسلام به همه انسانها مىگوید: اولا، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگى خود و اطرافیانتان نباشید و تنها سعادت نزدیكان خود را طلب نكنید، بلكه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشمانتظار روزى باشید كه رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلكه در همه جهان گسترده شود . ثانیا، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آیندهاى باشید كه حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاكم شود . در این معنا، انتظار تنها به ظهور مردى تعلق مىگیرد كه اگر بیاید نهایت خوبیها براى همه انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برترى دارد كه تحقق متعلق آن . نگاهى اجمالى به روایاتى كه در فضیلت انتظار ظهور امام عصر (عج) وارد شدهاند ما را به سطح ارزش این انتظار واقف مىسازد: الف- امام سجاد علیه السلام منتظران را برترین مردم همه روزگاران بر مىشمارند: ... ان اهل زمان غیبته القائلون بامامته المنتظرون لظهوره افضل من كل اهل زمان (8) ؛ آن گروه از مردم عصر غیبت امام دوازدهم كه امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند . ب- امام صادق علیه السلام در فضیلت انتظار به معناى دوم مىفرماید: المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه فى سبیلالله (9) ؛ كسى كه در انتظار تحقق امر ما (برقرارى حكومت اهل بیت) باشد همانند كسى است كه در راه خدا به خون خود غلتیده است . ج- آن حضرت در روایت دیگرى منتظران ظهور را از زمره «دوستان خدا» برمىشمارند: طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره اولئك اولیاءالله الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون؛ خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او . آنان دوستان خدا هستند، همانها كه نه ترس به دل راه مىدهند و نه اندوهگین مىشوند . د- امام صادق علیه السلام در بیانى دیگر منتظران ظهور را با شهیدشدگان در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله برابر دانسته، مىفرمایند: من مات منكم و هو منتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم فى فسطاطه . قال: ثم مكث هنیئة، ثم قال: لا بل كمن قارع معه بسیفه . ثم قال: لا والله كمن استشهد مع رسولالله، صلىالله علیه و آله (11) ؛ هر كس از شما بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم (عج) در خیمهاش بوده باشد . سپس حضرت چند لحظهاى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشیر بزند . سپس فرمود: نه، به خدا همچون كسى است كه در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله شهید شده باشد .
![]()
2 . نقش سازنده انتظار هر كس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار در مىیابد كه این مفهوم سه پایه اساسى دارد: 1 . ناخشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛ 2 . امید و باور به آینده مطلوب؛ 3 . تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب . بدون تردید، انتظار، چه در معناى عام و چه در معناى خاص آن، زمانى فعلیت مىیابد كه سه ركن یاد شده محقق شود. كسى كه هیچ احساس ناخوشایندى نسبت به وضع موجود خود و شرایطى كه در آن به سر مىبرد ندارد، یا آینده روشنى پیش روى خود نمىبیند و از باور درستى نسبت به امكان تغییر شرایط موجود برخوردار نیست، یا هیچ تلاشى در راه تحقق آیندهاى كه آن را مطلوب مىداند و رسیدن به هدفى كه چشم انتظار رسیدن آن است، نمىكند، هرگز نمىتواند در زمره منتظران باشد . حال اگر بخواهیم با توجه به سه ركن اساسى انتظار، به تحلیل مفهومى انتظار ظهور امام مهدى (عج) بپردازیم و مشخص كنیم كه چه زمانى مىتوان فردى را واقعا منتظر ظهور دانست، باید به سه نكته اساسى اشاره كنیم: 1 . آگاهى نسبت به شرایط موجود و معرفت نسبت به شرایط عصر موعود؛ 2 . باور به تحقق وعده الهى در مورد آینده جهان و حاكمیت نهایى دین خدا بر سراسر زمین؛ 3 . حركت و تلاش در راه زمینهسازى و یا تحقق جامعه موعود . نخستین شرط انتظار این است كه انسان به آن حد از آگاهى و شناخت برسد كه بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاكم بر آن به هیچ وجه خشنود كننده نیست و شرایطى كه در آن زندگى مىكند تناسبى با عظمت وجودى انسان و شان او ندارد . این شناخت تنها در صورتى حاصل مىشود كه آدمى ابتدا شرایط موجود جامعه خود و شرایط جامعه موعود را به درستى بشناسد و آنگاه به مقایسه آنها پرداخته و به داورى بنشیند كه واقعا كدامیك از این شرایط، شایسته مقام انسان به عنوان اشرف مخلوقات است . شرط دوم باور به سعادتمند شدن جهان و رستگارى بشر در پایان تاریخ است . باور به این حقیقت كه جهان بالاخره طعم خوش حقیقت، عدالت و معنویت را خواهد چشید و ریشه هر چه دروغ، ستم، فساد و تباهى است از زمین بركنده خواهد شد . بدون تردید تحقق شرایط یاد شده مستلزم تلاش فراگیر فردى و اجتماعى در حوزههاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و نظامى است . تلاشى كه اگر به واقع محقق شود، فرد و جامعه مصداق روایاتى خواهند شد كه در آنها منتظران ظهور را با یاوران امام مهدى (عج) و حاضران در صحنههاى نبرد عصر ظهور مقایسه كرده و اجر و ثواب و شان و مرتبه آنها را یكسان دانستهاند . كلام خود را با ذكر روایتى از امام صادق علیه السلام به پایان مىبریم؛ روایتى كه با تامل در آن مىتوان همه بایستههاى انتظار فرج را دریافت: ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء . ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة (12) ؛ براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مىسازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!
پىنوشتها: 1 . دهخدا، علىاكبر، لغتنامه، ذیل كلمه «انتظار» / معین، محمد، فرهنگ فارسى ذیل كلمه «انتظار» . 2 . المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج77، ص173، ح8 . 3 . تنبیهالخواطر، ج1، ص272 . به نقل از: محمدى رىشهرى، محمد، میزانالحكمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، ج1، ص184، ح675 . 4 . المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122، ح3 . 5 . همان، ج10، ص94 . 6 . همان، ص99 . 7 . همان، ج75، ص208، ح77 . 8 . همان، ج52، ص122، ح4 . 9 . الصدوق، محمدبن على بنالحسین، كمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص645، ج6 . 10 . همان، ص357، ح52 . 11 . المجلسى، محمدباقر، همان، ص126، ح18 . 12 . النعمانى، محمدبن ابراهیمبن جعفر، كتاب الغیبة، ص200، ج16/ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50 . منبع: فصلنامه موعود، شماره 38 ، ابراهیم شفیعى سروستانى نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |